ملا محمد مومن كرمانى
26
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
مىدانستهاند و ، سران سلطنت ، تصوير چنگيز را بر بالاى سر مىآويختهاند « 1 » - ولى البته تا حدّ قوموخويشى كه ميان اقوام ترك مىشود سراغ كرد ، بستگى آنها را به قبائل ماوراء النهر و دوردستها بعيد نمىتوان دانست كه به قول نظامى : ز كوه خزر تا به درياى چين * همه ترك بر ترك بينى زمين ما پيش از مغول هم روايتى داريم كه يعقوب ابن ارسلان الأفشرى سر سلسله آوارگان افواج تراكمه قفچاق بود و سلسله جنبان ايل افشار در خوزستان . « 2 » اين زمان را معاصر اواخر سلجوقى دانستهاند . اما در كرمان صحبت افشارها از صفويه پيشتر نمىرود ، و با اينكه يك سلسله معتبر سلجوقى از حدود 444 ه / 1050 م . تا 584 ه / 1188 م . در كرمان حكومت راندهاند و طبعا خودشان هم از تراكمه بودهاند ، صحبتى از طايفهء افشار در كرمان و اطراف به ميان نمىآيد ، « 3 » و تنها از عصر صفوى است كه رسما نام افشار و رجال آن در تاريخ كرمان ديده مىشود . باغ بيرامآباد مرحوم مجد الاسلام كرمانى كه خود از همين طايفه بود ، افشار كرمان را از تيره قاسملو مىشناسد و گويد : گروهى از آنان در حوالى 916 ه / 1510 م . يعنى زمان شاه اسمعيل ، سرسلسلهء صفوى ، به سركردگى بيرام بيگ ، يا بهرام بيگ به كرمان آمدند . بيرام بيگ از طرف محمد خان استاجلو به ادارهء كرمان مبعوث شده بود . « 4 »
--> ( 1 ) - تا جايى كه خواج پاريز هم يك طايفه خود را از اولاد چنگيز حساب مىكردند و طايفهء ديگر قوموخويش خواجه نقشبند عبيد اللّه احرار . ( سنگ هفت قلم ، ص 320 ) . ( 2 ) - احمد كسروى ، آينده ، سال اول ، ص 598 به نقل از تاريخ وصاف ، ص 149 . ( 3 ) - در حالى كه اتفاقا در همين كوهستان بافت ، هماكنون طايفهاى حضور دارند كه نسبت خود را به سلجوقيان مىرسانند و اغلب نام فاميل « سلاجقه » براى خود انتخاب كردهاند و چند تن از آنها شاگرد خود من در كرمان بودهاند . مقصود اين است كه سلاجقه ممكن است مربوط به عهد سلجوقى و مقيم بافت باشند . ولى افشارها در عصر سلجوقى در آن كوهستان نبودهاند و يادى از آنها در تواريخ آن عصر نمىشود . ( 4 ) - مقدمهء سفرنامهء كلات ، ص « و » .